تبلیغات
مــــــــــــــــــــــــــــــــتهم

مــــــــــــــــــــــــــــــــتهم

تو این موقعیت وحشتناک، یکی یکی دارن به اصلاح طلبا خیانت میکنن. بعد از کروبی حالا نوبت هاشمی شد. چی کار میکنه این قدرت!

مارو باش بعد از جلسه هاشمی و خاتمی و کروبی درباره رد صلاحیت ها فکر کردیم این رد صلاحیتها باعث اتحاد این سه نفر میشه و کروبی هم دیگه از پشت به اصلاح طلبا خنجر نمیزنه! کروبی که عوض نشد هیچ، هاشمی هم احمدی نژاد و حداد عادل رو دعوت کرد و گفت: "شورای نگهبان بسیاری از التهابات احتمالی را رفع كرده است".

شورای نگهبان چی رو عوض کرده؟ جز این که از بین هفت هزار نفر چهار هزار نفر رو رد صلاحیت کرد و بعد از اون هزار نفر رو با کلی زور تایید صلاحیت کرد که نامزدهای طرفدار دولت رو بیشتر کنه؟ جز اینه که ائتلاف اصلاح طلبان تو تهران فقط پنج کادیدای اختصاصی داره و تو دو سوم شهرها هیچ کاندیدی نداره؟

آقای هاشمی چرا؟ چرا این رقیب کشی رو تایید میکنید و اندک اعتبار خودتون بین مردم رو از بین میبرید؟ میدونم، حتما به خاطر قدرت...!

یه بار دیگه به خاتمی ایمان آووردم، در حالی که کروبی برای شورای نگهبان و خامنه ای نوشابه باز میکنه و هاشمی طبیعت خودش رو نشون میده، خاتمی صدا و سیما رو تحریم میکنه. کاش خاتمی کمی زودتر بیدار میشد، حیفه اون هشت سال!


مگه راهپیمایی 22 بهمن برای تایید نظام نیست؟ مگه قرار نیست اینجوری نشون بدم که بعد از 29 سال هنوز هم طرفدار و دوستدار نظام هستم؟ نظامی که قرار بود آرزوهای ملتی که سالها تحت ستم بود را برآورده کنه و به همین دلیل 29 سال پیش حمایت مردم رو هم همراه داشت.

اما حالا چی؟ چرا هنوز هم باید طرفدار و دوستدار این نظام باشم؟

نکنه وعده عدالت و آزادی رو عملی کردید؟ یا اقتصاد و صنعت کشور رو بهبود دادید؟ یا شاید قدرت خرید مردم رو بیشتر کردید؟ یا مثلا برای من فرصت تحصیل با کیفیت مهیا کردید؟ یا این که امید دارم با مدرک تحصیلی که دارم شغل مناسبی داشته باشم؟ یا احساس میکنم وقتی ازدواج کنم میتونم جایی برای زندگی پیدا کنم؟ یا شاید فکر میکنم میتونم با شرکت در انتخابات، سرنوشت کشورم رو عوض کنم؟ یا این که مطمئنم مسئولان کشورم با رای مردمم انتخاب شدن؟ نمیدونم! ولی شاید به من احترام گذاشته میشه و تلوزیون دولتی کشورم به من دروغ نمیگه؟ شاید خبرهایی که میشنوم بدون تحریف و سانسور به گوشم میرسه؟ یا شاید وقتی اعتراضی داشته باشم میتونم بدون ترس بیانش کنم؟ یا این که وقتی حرفی ضد شما بزنم به من تهمت نامسلمان و امریکایی نمیزنید؟ یا این که به همه مردم ایران اجازه فعالیت سیاسی میدید؟ یا ...

نه! نشد! به خدا نشد! هر چی گشتم که یه دلیل پیدا کنم تا فردا برم برای راهپیمایی نشد. نمیدونم به چه دلیلی هنوز هم باید طرفدار این نظام باشم؟ نظامی که هیچ کدوم از وعده هاش عملی نشد. انقلابی که شکست خورد و از تمام آرمان های اولیه اش مثل آزادی و دموکراسی دور شد. انقلابی که به دست گروهی که کاری برای انقلاب نکردن، مصادره شد!

هنوز هم یه سوال دارم! این عده(حتی یه عده بسیجی) به چه امیدی تو راهپیمایی 22 بهمن شرکت می کنن؟ تا حالا از خودشون این سوال رو نکردن؟


بدون شک وضعیت فعلی اصلاح طلبان طی 29 سال گذشته تو ایران بی سابقه بوده. نه تنها اصلاح طلبان که حتی جناح محافظه کار هم تا به حال دچار چنین وضعیتی نشده بود.قبل از انقلاب هم که حزب و جناح سیاسی معنایی نداشته. پس استراتژی اصلاح طلبان برای خروج از این وضعیت برای همیشه در تاریخ ثبت میشه.

وضعیتی که به قول معاون دبیر کل حزب مشارکت میشه به دوراهی دره و کوره راه تشبیه اش کرد. انصراف و تحریم این انتصابات یا شرکت در انتخاباتی که تمام برگزیده های اون از قبل انتصاب شدن!!!

بعد از رد صلاحیت اکثر نامزدهای اصلاح طلب برای مجلس هفتم هم این تردید وجود داشت که انتخابات از طرف اصلاح طلبان تحریم بشه یا نه؟ وضع اصلاح طلبان اون موقع خیلی بهتر از وضع فعلی شون بود، هنوز تو مجلس بودن و دولت رو هم در اختیار داشتن، تازه! رسانه های بیشتری هم نسبت به الان داشتن. همون طور که تحصن نماینده ها ی مجلس ششم موفق بود(حماسه ای که هنوز هم مورد افتخار ماست)، تحریم همه جانبه اون انتخابات هم میتونست نتیجه بخش باشه. چون رسانه های بیشتری برای اعتراض کردن بود. تحریمی که همه با اون موافق بودن، اما...! اما یه نفر به اسم مهدی کروبی همه چیز رو خراب کرد و باعث شکست تحریم انتخابات شد. من اصلا نمیفهمم آقای کروبی چه قرابتی با اصلاح طلبی داره که هنوز هم خودشو یه اصلاح طلب میدونه؟

بگذریم! اما اگه مهدی کروبی و همفکرانش با اسم اصلاح طلبان تو اون انتخابات شرکت نمیکردن وضعیت فعلی خیلی متفاوت بود. این کار باعث شد تا تحریم نتیجه ای نداشته باشه و از طرفی چون اصلاح طلبان واقعی یا رد صلاحیت شده بودن و یا انتخابات رو تحریم کرده بودن، لیستی که به اسم اصلاح طلبان بود رای نیاورد و این کار هم شکست خورد.

اما انتخابات مجلس هشتم فرق زیادی با اون انتخابات داره. تحریم یا شرکت کردن اصلاح طلبان، هر دو همراه با مشکلات زیادیه. توی این دو راه نمیشه چیزی بجز ضرر پیدا کرد. اما ضرر کدوم کمتره؟

_ تحریم یا شرکت نکردن تو این انتصابات با هر اسمی: مهم ترین هدف تحریم کاهش دادن شرکت مردم تو انتخاباته که به دلیل نداشتن رسانه این کار فایده زیادی نداره و تقریبا بی تاثیره. جریان محافظه کار هر طور شده مردم رو پای صندوقها میاره و در صورت کاهش مشارکت هم آمار غیر واقعی از شرکت کننده ها اعلام میکنه. هدف دیگه این کار تحت فشار گذاشتن جناح مخالف و به چالش کشیدن انتخاباته که تو انتخابات مجلس هفتم بیشترین چالش رو هم برای انتخابات و هم برای جناح مخالف به وجود آوردیم. اما نتیجه مهمی نداشت و فقط مجبور شدیم چهار سال این به اصطلاح مجلس هفتم رو تحمل کنیم. در عوض تحریم انتخابات باعث مهر دائمی رد صلاحیت برای اصلاح طلبان میشه و تقریبا کناره روی دائمی برای اصلاح طلبان. این کار حتی باعث ناامیدی و گوشه گیری اصلاح طلبان و طرفداراشون میشه.

_ معرفی کاندیدا از بین نامزدهای باقی مونده حتی در چند شهر: تنها اشکال این کار تایید کار غیر قانونی رد صلاحیت ها و بازار گرمی برای انتخاباته. اما در عوض شرکت کردن تو انتخابات برای یه جناح حکم نفس کشیدن رو داره. حتی داشتن 20 نماینده تو این مجلس میتونه راهی برای اعلام نظر باشه و شرایط رو برای نقد حکومت فراهم میکنه. شرکت تو این انتخابات میتونه مقدمه چینی برای انتخابات ریاست جمهوری سال 88 باشه. ولی اگه انتخابات رو تحریم کنیم شانسی برای داشتن کاندیدا برای ریاست جمهوری نداریم.

البته هنوز تا انتخابات فرصت هست و شاید تعدادی از نامزدها بلاخره اجازه حضور داشته باشن. باید صبر کرد و با عجله تصمیم نگرفت. شک نکنید که در صورت شرکت اصلاح طلبان (حتی تو چند حوزه انتخابیه)، باز هم پیروزی با ماست!


چه خوش خیال بودیم که به تایید صلاحیت چند تا از رد شده ها تو شورای نگهبان امیدوار بودیم. مثل این که حواسمون نبود تو شورای نگهبان یکی بدتر از احمدی نژاد همه کاره ست. جنتی چهار سال پیش نشون داد که از افراطی ترین های این گروه مخالف اصلاحاته. گروهی که تنها هدفشون رسیدن به قدرت و باقی موندن بر قدرته، البته به هر قیمتی!

.

           

.

رد صلاحیت افسار گسیخته نامزدهای اصلاح طلب به حدی بی شرمانه بود که حتی باعث تعجب افرادی مثل هاشمی رفسنجانی و ناطق نوری شد. بعد از این که نارضایتی مردم از این رد صلاحیتها ملموس تر شد و بعد از جلسات و مصاحبه های بسیاری که به وضعیت به وجود اومده توسط نماینده های دولت احمدی نژاد معترض بودن، انتظار میرفت که تعدادی از رد صلاحیت شده ها توسط هیئت های اجرایی این بار توسط هیئت های نظارت شورای نگهبان تایید بشن که.... این بار نه تنها کسی تایید نشد که تعدادی از تایید شده ها هم رد شدن. یعنی باز صد رحمت به احمدی نژاد، جنتی از اون هم بدتر بود!

خیلی جالبه که یه عده اقلیت هفت میلیون نفری که تمام امکانات کشور رو هم در اختیار دارن ، حالا به جای بقیه مردم هم تصمیم میگیرن. میگن که مردم حق رای دادن به این افراد رو ندارن، بعد هم این کارشون رو به اسم قانون میزنند. به قول احمد شیرزاد:«این نظام به تو اختیاراتی داده که خدا به پیغمبرش نداده بود.»

در حالی که تک تک جملاتشون با مردم شروع میشه ، بزرگترین توهین به مردم رو خودشون میکنن. چه توهینی از این بزرگتر که به مردم بگن : چون شما نمیتونید درست انتخاب کنید ما خودمون کسایی که نباید انتخاب بشن رو رد صلاحیت میکنیم. گرچه مشخصه اینهایی که رد صلاحیت میشن بزرگترین مانع قدرت قدرتمندا هستن.

ولی کاش این (مثلا) اصولگراها حواسشون بود که پایان شب سیه سپید است!

توماس جفرسون : « اگر حق رای مردم را محترم ندارند ، اگر بخواهند از این راه آنان را خفه کنند، شکی نیست که این صدا دیر یا زود ، از راه خشونت رخ خواهد نمود و ما نیز مانند ممالک دیگر، به دور باطلی از سرکوب و شورش ، اصلاح و سرکوب مجدد و شورش مجدد خواهیم افتاد و تا ابد از این دور رهایی نخواهیم یافت.»


دوازدهم بهمن 1357 هجری شمسی برای هر ایرانی یه تاریخ آشناست!

.


ادامه مطلب

هوا همچنان سرد است! برف و باران و تگرگ و طوفان و رعد و برق و... !

هواشناسی اعلام کرد این موج سرما تا زمانی که مردم ما در خواب حماسی غفلت هستند بر روی کشورمان باقی می ماند!


ادامه مطلب

درگیری منصور ارضی، طرفدار سینه چاک احمدی نژاد، با قالیباف و فرماندهان جنگ خیلی جالبه نه؟

این درگیری اول با سخنرانی منصور ارضی با این مضمون شروع شد:«به عمر گفتن چرا با امام حسین(ع) جنگ میکنی؟ تو که نمیتونی به امام برسی؟ یزید گفت اگه به گندمش نرسم به جو طویله اش که میرسم!  حالا فلانی هم اگه به ریاست جمهوری نرسه به شهرداری که میرسه؟»


ادامه مطلب

آخه اگه این طرح بده، چرا اجرا میشه؟ اگه خوبه، چرا همه از مسئولیتش فرار میکنن؟

حتما دیدید ماشین های ون پلیس رو که همه جای شهر هستن. من که خیلی وقته از تهران خارج نشدم و از شهرستانها خبر ندارم. اما تو تهران هر جایی که تراکم جمعیتی زیاد باشه یدونه ون و یه الگانس با چند تا پلیس زن و مرد حضور دارن، از مراکز خرید گرفته تا پایانه های بزرگ. البته شنیدم که تو استانهای دیگه هم وضع همین طوریه...........


ادامه مطلب

  • کل صفحات:4  
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  •